تبليغاتX
پژوهشکده تاریخ-فرهنگ وادبیات قوم بختیاری

عید آمد ورفت ومن اندر پس یک کوچه ام.عیدآمد وسالی نو آغاز ومن سخت گرفتار خویشتنم.خواستم از عید بگویم اما از باستانی پاریزی گفتن را واز حسینقلی خان ایلخانی نگفتن را حیف دانستم.

چاپ عکس حسینقلی خان ایلخانی بختیاری مقتدرترین ایلخانی تاریخ بختیاری همانی که با تدابیرهوشمندانه اش قدرت سیاسی ومقام ایلخانیگری دربختیاری حدود۱۶۰سال درخانواده اش ودر ایل دورکی وطایفه زراسوند دوام وبقاء پیداکرد بر روی کتابی تحت عنوان پیغمبر دزدان توسط استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی استاد برجسته تاریخ ومدرس دانشگاه تهران واکنشهای مختلفی را درمیان همتباران بختیاری ما بدنبال داشت.هرچند مدت زمان زیادی از چاپ این کتاب هم میگذشت واکنون چاپ بیستم این اثر درکتابفروشیها عرضه میشود.اما براستی آیا این همه عصبیت وبداخلاقی بقول اهالی سیاست شایسته بود.آنهم در رابطه با موضوعی که ابتدا توسط یک دوست غیر بختیاری مطرح می گردید؟

حسینقلی خان ایخانی سی سال مقتدرانه بر جغرافیای پهناور بختیاری حکم راند البته منهای شرق استان لرستان یعنی منطقه چهارلنگ ممیوند وزلکی.در ابتداوی حکمی تحت عنوان ناظم بختیاری از ناصرالدین شاه در منطقه چمن السلطان در مجاورت الیگودرز فعلی دریافت داشت.سپس حکم ایخانیگری را بنام عمویش مهدیقلی خان که ناپدری اش هم بود از دربار اخذ ولی در واقع خودش همه کاره حکومت بر بختیاری بود.یکسال بعد حکم ایلخانیگری بنام شخص حسینقلی خان ایخانی صادر واین خان مدبر با هوشمندی هرچه تمامتر وبا سیاستی منحصر بفرد اقدام به حذف خوانین مقتدر بختیاری از مسیر حاکمیت خود نمود.اگر چه هوش وذکاوت ایلخانی باعث این پیشرفتها گردید ولی حمایت همه جانبه دو صدراعظم بنامهای محمدتقی خان امیر کبیر وامین السلطان اتابک اعظم از حسینقلی خان از عوامل رشد وی در دربار قاجاریه به حساب می آمدند.این خان دوراندیش ابتدا با شکایت از موسی خان بابادی عکاشه که از خوانین قدرتمند بختیاری بود در نزد امیرکبیر وموافقت ایشان این خان درستکار را در گردنه رخ بازداشت وبه همراه پسرش به اصفهان اعزام وبدستور مستقیم امیر کبیر وی را گردن زدند.سپس با درایت جعفرقلی خان بهداروند که خشنترین و قدرتمندترین خان بختیاری به حساب می آمد را با همراهی کامران میرزا حاکم بروجردقوای دولتی دستگیر و وی را که سالیان پیری وکهولت را پشت سر میگذاشت به جوخه اعدام سپرد.این جعفرقلی خان همان جعفرقلی خان بهداروند بود که سه دهه پیش در جنگ معروف به منار پدر همین حسینقلی خان را یعنی جعفرقلی خان دورکی را کشته بود.آخرین خان قدرتمندی که می بایست با قربانی شدن پایه های قدرت حسینقلی خان ایلخانی را مستحکم میکرد کسی نبود جز آعلیداد خدرسرخ همانی که خود نقشی بارز در پیروزیهای پی درپی حسینقلی خان ایفا کرده بود.پیش از حذف آعلیداد خدرسرخ حسینقلی خان حتی به عموی خود کلبعلی خان پیر که حسینقلی خان ودوبرادرش امامقلی خان حاجی ایلخانی بعدی ورضاقلی خان ایلبیگی را بزرگشان هم کرده بود رحم نکرده ووی نیز توسط سواران ایلخانی کشته شده بود.آعلیداد خدر سرخ در خانه خودش توسط امامقلی خان ورضاقلی خان بنحو غم انگیزی کشته شد وشخص حسینقلی خان آحیدر برادر آعلیداد که تنهاشانزده سال سن داشت را در اتاق دیگری سربرید.هرچندبمدت یکسال بدلیل قتل آعلیداد خدرسرخ وی از مقام ایلخانیگری عزل گردیدو اسماعیل خان زراسوند بعنوان ایلخانی بختیاری منصوب گردید. ا ز طرفی حسینقلی خان ایلخانی در جنگ معتمدالدوله گرجی بر علیه محمدتقی خان وگرفتاری وحذف محمدتقی خان که با خدعه وقسم دروغ توسط معتمدالدوله صورت گرفت نقش موثری داشت.

ازجمله عوامل دیگر تثبیت حاکمیت حسینقلی خان تعداد ازدواجهای سیاسی توسط وی فرزندانش وبرادرا ن وبرادرزادگانش با روسا وخوانین ذی نفوذ بختیاری بود.حدود یکصد ازدواج حساب شده وکاملا با انگیزه های سیاسی بر اقتدار وهمراهی با حاکمیت این خان قدر قدرت افزوده بود.انباشت ثروت وهدایای فراوانی که سالانه به دربار قاجار اعزام میگردید در کنار ایجاد امنیت وتوسعه منطقه بختیاری وسرکوبی ایلات مجاور وغیر بختیاری روزبروز برترس دربار می افزود وحسینقلی خان ایلخانی را فراتر از شاهزادگان بی لیاقت وحاکمان ولایات قرار میداد.اقتداری که سر انجام در سال ۱۲۹۹قمری با کشته شدن ناجوانمردانه حسینقلی خان ایلخانی توسط مسعودمیرزای ظل السلطان فرزند صیغه ای ناصرالدین شاه که حاکم اصفهان بود به پایان رسید وخواب راحت را دوباره بدیدگان درباریان قجر بازگرداند.

واما چاپ چنین تصویری از یکی از خوانین بختیاری که اینک بخشی لاینفک از تاریخ این قوم است از استادی چون باستانی پاریزی بعید بود البته پیش از این هم مطلب اهانت آمیز دیگری از ایشان در کتاب درخت جواهرشان در رابطه با حسینقلی خان موجب تعجب بنده گردیدآنجا که میگویند لری دراصفهان بدیدار حسینقلی خان آمده بودوچون خان از وی پرسید مگرتو خانه وزندگی نداری که اینهمه راه پیموده بدیدارما آمده ای؟ وآن مرید خان در پاسخ گفته است که خان همه چیزم شمایید خرم گاوم سگم اسبم و....

اما بی انصافی است اگر از خوب نوشته های باستانی پاریزی هم اندکی نگوییم آنجا که حق مطلب را ادا کرده از سردارمریم بختیاری سخن می گوید تفصیل پناهنگی رهبران سیاسی واهالی ادب وادبیات را به این شیرزن بیان میکند. آنگاه که سردارمریم را چراغ بختیاری واز هر مردی مردتر خطاب میکند.آنگاه که از حاجی علیقلی خان سرداراسعدمان سخن میگوید وبحق که از همه ماها ماهایی که ادعای هویت واصالت داریم بهتر ورساتر به معرفی اش می پردازد بدون آنکه کاندید مجلسی باشد ویا به تخت ریاست جمهوری چشم دوخته باشد و در نهایت به رای بختیاری محتاج باشد. باستانی پاریزی وقتی که از ایلمان سخن میگوید واز ارشهای ایلیاتیمان وقتی که از خصیصه های بارزمان سخن میگوید عزیز است وبزرگ ولی گفتارذکرشده وعکس چاپ شده شاید هیچ توجیهی نداشته باشندمیگویند حسینقلی خان همراه با امین السلطان در ابتدای حاکمیت ناصرالدین شاه بدیدار شاه رفته بودند چون صدراعظم خان بختیاری را معرفی کرده بودند شاه جوان وبی تجربه بیان کرده بود:حسینقلی خان دزد وراهزن شمایید؟امین السلطان پاسخ گفته بود نه قربان ایشان حسیبنقلی خان بختیاری هستند همان کسی که دزدها را از جبال پایین آورده وسیاست میکنند...

ازطرفی حسینقلی خان در طول حاکمیت سی ساله اش مرمت وبازسازی عتبات عالیات رانیز هرساله شخصا عهدار بودند.حسینقلی خان ایلخانی پدر سردارمریم بختیاری است.پدر سرداراسعدوصمصام السلطنه بختیاری وافتخاری است در صحنه تاریخ این مرز وبوم وچاپ عکس این مرد تاریخ ساز آنهم بر روی جلدکتابی با عنوانی اهانت آمیز توسط یکی از چهره های ماندگارکشورمان وکسی که یکی از بالاترین نشانهای دولتی ایران را حمایل کرده باشدونویسنده بیش از دویست اثر ارزشمند تاریخی  هم بوده باشندشایسته نبوده ونیست.البته استاد پاریزی را که اینروزها سالیان کهولت سنی وتنهایی را پس از وفات همسرشان پشت سر میگذارندوگویا خانه نشین هم شده اند آزرده خاطر کردن هم جایز نیست آنهم توسط عده ای از جغله جاهلهای خودمان که کمتر تاریخ میدانند وکمتر تاریخ میخوانندوبه تحریک این وآن تن میدهند تحریک عناصر پان لریسم وتجزیه طلبان خائنی که سیاست استعمار را پیش می برند و از اینکه بختیاری هسته مرکزی عنصر ایرانی است وبازمانده اصلی پارس والبته همه لر زبانان شجاع وقهرمان شاید غافل باشند..آنهم در زمانه ای که ما با مسائل بزرگتری دست به گریبان هستیم.امروز باید مطالبات حقه فرهنگی سیاسی واقتصادی جامعه بختیاری وسرزمین بختیاری زادگاه کوروش وهخامنش را بیش از گذشته مطرح ونامزدهای ریاست جمهوری بعدی را وادار به تفکر وچاره اندیشی کنیم وبه زبان مناسبی جهت چانه زنی های سیاسی ودر نهایت دست یابی به مطالبات حقه قوم بختیاری در چهارچوب قانون اساسی دست پیدا کنیم...

.و فراموشمان نشود که خوانین ورهبران ایلیاتی ما هم جزئی از جامعه بوده اندآنهم یک نظام شبه دیکتاتوری عشایری. هم انسانهای بزرگی درمیانشان ظهور پیدا کرده اند هم دیکتاتورهای محلی که تاریخ در رابطه با آنان شاید قضاوت مثبتی کمتر داشته باشد احساسی نیندیشیم ...اندکی تامل باید ....

واما عید نوروز را با اندکی تاخیر به همه هموطنان ایرانی ام وهمه همتباران بختیاری ام وهمه شما خوانندگان این سیاه مشقهای خسته کننده ام تبریک گفته سر فرازی یکان یکانتان را از خداوند بزرگ مسئلت دارم.. 

 

 

    

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 12:54 |

واین سریال یوزارسیف که درحال حاضرهمه بضاعت صداوسیمای مهندس ضرغامی درانتهای حضورش برمسندرسانه ملی است خیلی سروصدا به پا کرده است.خیلیهاقصه یوسف وزلیخارا میدانندواینکه زلیخای پیرقراراست درانتهای این سریال جوان بشود وبه معشوقش برسد.امابرای من این سریال بقول اهالی سینما وتلویزیون یک فلاش بک زیبا رابه همراه داشته است.آنجاکه دو ورزا رابهم بسته اند جفتی بر گردنشان آویخته اند وداروگهلا را بدان بسته ویکی سرکش است وآن دیگری گایار.این گذشته برزگران ماست وهمه بضاعت کشاورزی سنتیمان.آنزمان که تراکتوری نبود گاوآهن ودیسک وکودشیمیایی واین آفت کشهای لعنتی حامل هزاران بیماری هم هنوز در راه آمدن بودند.یش از آنکه همه چیز مکانیزه بشود.این تنها مرحله کاشتمان بود .مراحل داشت وبرداشت وخصوصا برداشت خودش قصه دیگری بود.

حالا که زمینهای دیم وآبی اندک را شخم زده وبذر پاشانده ایم.صبربایدپیشه کردن تا رشد ونمو حاصل آید ودر انتهای این قصه ایل آهنگ کوچ میکند ومردان این ستونهای ماندگار حیات کوچ نشینی تنگ قاطرها را محکم میبندندنا ایل گوچیدن آغاز کند وهنگامه خاطره انگیز مال کنون فرا برسد.بسال یکهزار وسیصد چند به حکم ایلخانی بختیاری تاریخ این کوچ به همه طوایف وتیره ها اولاد وکربوها وتش وبابها رسما اعلام میشود.از راه مالرو  پل کول مسیر کوچ همیشگی ایل.زنها بر مادیانهای مخملین نشسته اندومردان تنگ قاطرها را که درمسیر آمدن از تنظیم باز ایستاده اند محکم ومحکمتر میکنند.حالا پس از دوهفته ایل با خاطری آسوده در وارگهی بر بلندای افتخار زاگرس میانی در کلار وزرده ویا اشترانکوه ویا قالیکوه آرام می گیرد.اما هنوز از گرد راه نرسیده مردان ایل آهنگ سفری دوباره دارند.زنان غمگین ودلواپسند وکودکان بی قرار.بالاخره زادوتوشی اندک برگرده مردان سخت کوش ایل وبازگشتنی دوباره بسوی گرمسیر.حالا خوشه های طلایی در انتظار داسهای بلند برزگران سخت کوش بختیاری لحظه شماری میکنند.

زن جوان ایلیاتی با خودش زمزمه میکند:

زهره مارم وا نون وگنم وماس           یارم به گرمسیر اناشتا اکشه داس

برزگر ایل از سپیده تا غروب بکار درو وحمل بافه های گندم مشغول میشود وشب هنگام آواز دلنشین برزگری دیگر حکایت دوری ودلتنگی را زمزمه میکند.بافه ها اندک اندک به کرپه ای بزرگ تبدیل میشوند ودر پشت بام هرخانه ای در گرمسیرکرپه ای مینشیند به انتظار پاییز تا که ایل از سردسیر بازآیدو چهارپایان بهم بسته شوند وحوله صورت گیرد

.برزگر در هنگامه ظهر قدری گندم را در برد ار خرد میکند تا آردی نه کامل پدید آید وآنگاه آبگرم وخمیری که سخت باید مالانده شود وآنگاه این خمیر بزرگ تنها یک نان میشود بر روی این ازگلهای سوزان وسپس ازگلها بر روی نان حجیم برزگر ما تا که خوب پخته شود این گرده برزگری.گرده را با روغن حیوانی تمایل میکند این برزگرعزیزما که حالا دیگر به سفری ابدی رفته است.درو که پایان می پذیرد قطار برزگران آهنگ کوچی دوباره میکنند.بافه های گندم در کرپه های بزرگ بر پشت بامها استتار میشوندتا از گزند حیوانات وحشی در امان بمانند به انتظار پاییز.

اما حالا دیگر این آخرین قافله برزگری است آن هم در لابلای کتابی ویا در کنج فراموشخانه ای در حومه مسجدسلیمان ویا درفول ما ویا لالی وشهرکرد که نه شهر لر.شاید این تصنیفی باشد بر آمده از حنجره مسعودبختیاری که خدایش رحمت کنداورا.برزگری به تاریخ پیوسته است وفرهنگ برزگری به فراموشی.من برزگر نبوده ام اصلا افتخاری به این بزرگی را نداشته ام اما برزگران را دیده ام به تعداد بیشمار درست سی سال پیش که بسوی سالنکوه می رفتند.آنزمان کودکی بودم سخت بیقرار وشلوغ وآشوبگر.آنزمان آسیابهای آبی هنوز بودند.آسیاب شیخ علی که مالکش پدربزرگ مادری ام بود ولویینه ای داشت زرنگ وپرکار.آسیاب کریم الله که ازآن ما اولاد سیف الله بود.آسیابهای دیگری هم بودند به تعداد ۳۲دستگاه وبه رونق محصول بار آمده به زحمت برزگران ایلمان.اما حالا دیگر...برزگری نمانده تا معشوقه اش در ایلاق بخواند:زهره مارم وا نون وگنم وماس وحالا که دیگر برزگری نیست تا که اناشتا به گرمسیر بکشه داس....

همی

برزگری نمانده تا که آسیابی باشد ولویینه ای.دیگر مردم در دلدرد لویینه بیچاره پچ پچ نمیکنند.دیگر نمیگویند:

لویینه زه گشنگی دلس درد اکرد          مردم اگودن گرده گرهدسه

وحالاما شهروندان امروز مردمان ایلیاتی دیروز سرگردانیم میان بودن ونبودن میان قومیت وشهروندی میان هویت وبیقراری و......

وحالا دیگر غربتها آهن گداخته را در کوره نمیگردانند دیگر پتکشان بر این آهن تفتیده فرود نمی آید ودیگر داسی نمی سازند تا که برزگران ایل را بکار آیددر موعدبرزگری.

گیوه کشها هم دیگر با پارچه های مستعمل بیگانه شده اند آخر دیگر کسی گیوه ملکی سفارش نمیدهد.

دبیت وچوقا هم لباس غالب نیست تنها در مجلسی وبرای افاده بکارمان می آید.

آن شکوه رنگارنگ لباس زنان ودختران ایل هم رفته رفته به فراموشی میرود.

ومن را چه سود از این واگویه های تلخ .بگذار غربتها وگیوه کشهااصالت بتراشند.دراین اشفته بازار شهروندی هرکسی خودش را خان بنامد.بگذار رعیتهای دیروز از فرط ظلم وتعدی تنها چند خان فراموش شده از من بختیاری بیگناه بی خبر از همه جا تنفر داشته باشند.در دزفول ولنجان.در دهکرد ونجف آبادوشایدهم در شوشتر یا اصفهان...

آهای برزگر ایل من اندکی تحمل باز ایست که من خسته از این عنوان شهروندیم.میخواهم شه وبرای همیشه مرد عشیره باشم من هویت ایلیاتی ام را ترجیح میدهم ومن به قومیتم مفتخرم.باز ایست تا که مرا باخودت به گذشته بازگردانی.....

فرهنگ لغات:

ورزا=گاونرکه با آن شخم میزنند

دار وگهلا=گاوآهن سنتی وخیش فلزی آن(درخت بلوط را هم دارگویند)

جفت=وسیله ای چوبی که با پارچه هایی که از کاه پرمیشدندبصورت نیم دایره برگردن گاونر میگذاشتند تا فشارکمتری را درهنگام شخم زدن تحمل کند.

گرده=نان حجیمی که بر روی زغال گداخته پخته میشود در برخی نقاط بختیاری پپله نیز گفته میشود.

ازگل=زغال بر افروخته =انگشت هم دربرخی نقاط بختیاری گفته میشود.(البته ازگل واژه اصیل تری باید باشد چون در حومه ایذه روستایی وجود دارد بنام ازگل که در چند قرن پیش محل درست کردن زغال بوده است وبه اصطلاح چال ذغال بسیاری در آنجا موجود می باشد.) 

گاویار=مردیکه گاوها را هنگام شخم هدایت میکند

سرکش=کسی که افسارگاوها را بدنبال خود در مسیرکشت می کشاند.

بافه=دسته های بزرگ محصول

اناشتا=ناشتا=صبحانه نخورده

دو=دوغ

ماس=ماست

برد ار=سنگ بزرگی که غلات را با آن خرد وآسیاب می کردند.

حووله=خرمنکوب کردن غلات را گویند.هنوز هم دربرخی نقاط صعب العبوربختیاری رایج است.چند حیوان بارکش رابه ترتیب بلندی قد به هم می بندند ودر یک حرکن دووار بر روی خوشه های پهن شده میگردانند.کار حوله از صبح تا غروب بسته به میزان گندم ویا هر غله دیگری تداوم دارد.

تنگ=بندی که با آن بار حیوانات بارکش را محکم بر پشتشان می بندند.

کرپه=عبارت از حجم زیاد گندمهای درو شده که در یکجا انباشته شده باشند.

لویینه=آسیابان که مسول اداره آسیاب بود.ودرصدی از آرد حاصله را مزد می گرفت.

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 23:50 |
فقر پژوهشي در منطقه بختياري
حسن دهقاني(شوینی بختیاری)نویسنده محقق وروزنامه نگاربختیاری: با توجه به اينكه تا به امروز فعاليت آنچناني براي مكتوب شدن فرهنگ شفاهي بختياري صورت نگرفته در حال حاضر بيش از هر زماني لازم است اين فرهنگ شفاهي مكتوب شود...

پژوهش علمي و آكادميك قابل ملاحظه اي در حيطه فرهنگ و تاريخ بختياري، بالاخص در دهه هاي گذشته صورت نگرفته و فقر پژوهشي در منطقه بختياري مشهود است.

حسن دهقاني(شوینی بختیاری) در گفتگو با آژانس خبري بختياري (ايبنا نيوز) ضمن بيان مطلب فوق گفت: عليرغم شدت گرفتن جنبش فرهنگي بختياري در سال هاي اخير، تعداد آثار تاريخي و فرهنگي نگاشته شده به روش اكادميك در اين حوزه كمتر از 30 جلد است و اگر بخواهيم از اين ميان كارهاي با اهميت و ارزشمند را در نظر بگيريم مجموع اين آثار از تعداد انگشتان يك دست فراتر نمي رود.

سردبير اسبق هفته نامه نسیم چهارمحال بختیاری افزود: كمبود آثار نگاشته شده در حوزه بختياري به اين معنا كه بختياري ها فاقد فرهنگ و تاريخي براي نگارشتن باشند، نيست؛ بلكه عدم ورود نويسندگان و افراد صاحب سبك و ايده به اين حوزه باعث چنين ضعفي در آثار مربوط به فرهنگ و تاريخ بختياري ها شده است.

وي با شفاهي خواندن فرهنگ بختياري اظهار داشت: بختياري ها در طول تاريخ، داشته هاي فرهنگي خود را سينه به سينه منتقل كرده اند ولي اين فرهنگ مكتوب نشده است و به همين دليل بيش از هر زمان ديگري در معرض آسيب جدي قرار گرفته است و بسياري از داشته ها و غناي فرهنگي بختياري ها در اين مسير به دست فراموشي سپرده ميشوند.
مهندس شوینی بختیاری در ادامه گفت: با توجه به اينكه تا به امروز فعاليت آنچناني براي مكتوب شدن فرهنگ شفاهي بختياري صورت نگرفته در حال حاضر بيش از هر زماني لازم است اين فرهنگ شفاهي مكتوب شود تا بعد ها در گذر زمان اين مكتوبات به عنوان منابع شناخته شده و محققان بعدي علمي تر و راحت تر بتوانند به كارهاي پژوهشي بپردازند.

سرپرست روزنامه اعتماد ملی در فولادشهر افزود: تاكنون در زمينه مكتوب كردن فرهنگ شفاهي بختياري اثر درخور توجهي كه واقعا همه جانبه و جامع باشد نديده ام. گاها افرادي به خاطر علايق شخصي خودشان اقدام به كارهاي پژوهشي در اين زمينه كرده و چندين مجموعه كشكول مانند به چاپ مي رسانند اما هنگامي كه اين مجموعه ها را مطالعه مي كنيد به علمي نبودن كار پي مي بريد.

وي در ادامه گفت: اين آثار اغلب سليقه اي و به نوعي وقايع نگاري روزانه هستند و به هيچ وجه نمي توان از دل كتاب هاي مذكور چيزي به دست آورد و محتواي آنها صرفا يكسري اطلاعات خام فرآوري نشده هستند.

حسن دهقاني(شوینی بختیاری) اظهار داشت: در آثار مذكور گاها اتفاق افتاده كه فردي با نوشتن يك مطلب خاص باعث ايجاد نزاع و درگيري در بين طوايف شده است، همچنين برخي نويسندگان اينگونه آثار در ازاي گرفتن وجه و يا هديه به نوشتن مطالب غير واقع و يا چاپ عكس افراد دست مي زنند، كه متاسفانه اين گونه حركات باعث خدشه دار شدن ساير آثار و كتب مربوط به اين حوزه مي شود.

وي گفت: اگر واقع بينانه به قضيه نگاه كنيم با توجه به فضاي آزاد در عرصه چاپ و انتشار، امكان جلوگيري از چاپ و نشر كارهاي از اين دست وجود ندارد و طبيعي است كه هركس بتواند حرفش را بزند.

حسن دهقاني(شوینی بختیاری) افزود: اگر اهالي فرهنگ، نويسندگان و مورخان واقعي تحرك بيشتري داشته و در توليد آثار مكتوب فعال تر از گذشته باشند مطمئنا آثار اين افراد مورد استقبال مردم قرار مي گيرد و كارهاي ضعيف كمتر به فروش مي رسد و طبيعتا رغبتي چنداني براي چاپ و نگارش چنين مجموعه هاي ضعيفي باقي نخواهد ماند.

حسن دهقاني(شوینی بختیاری) ضمن تاكيد بر لزوم ايجاد يك انديشكده بختياري گفت: لازم است مركز و پژوهشگاهي براي منطقه بختياري بوجود آيد تا اين مركز كانوني براي نظارت بر آثار چاپ شده در حوزه بختياري باشد. در اين راستا كار خوب، متوسط و ضعيف توسط اهل فن ارزيابي شده و مردم با توجه به ارزيابي هاي صورت گرفته راحت تر بتوانند كتب مورد علاقه خود در اين حوزه را تهيه و مطالعه كنند.

وي در پايان اظهار داشت: متاسفانه خودخواهي برخی  افراد، بزرگترين مانع براي تشكيل چنين مجموعه اي است به طوري كه برخي افراد با چاپ و نگارش چند كتاب جايگاه ذهني اشتباهي براي خود بوجود مي آورند و تصور مي كنند تاريخ و فرهنگ بختياري مديون آنها است و به همين دليل حاضر نيستند در چنين جمع هايي نظرات مخالف را بپذيرند.
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:30 |

سایت انجمن دوستداران میراث فرهنگی خبر میدهد:

رییس اداره حفاظت محیط زیست دزفول گفت: مراحل ثبت آبشار شوی دزفول در فهرست آثار طبیعی ملی ایران در حال انجام است.

فرهاد قلی نژاد سه‌شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: آبشار شوی از جاذبه‌های دیدنی و ویژگیهای منحصر بفردی برخوردار است و ثبت آن در آثار طبیعی ملی ضروری است.

وی گفت: آبشار شوی دزفول با ‪ ۸۰‬ متر ارتفاع بلندترین آبشار خاورمیانه است ضمن اینکه دارای تنوع زیست محیطی بسیار زیبایی است.

قلی نژاد خاطرنشان کرد: این منطقه زیستگاه غنی از جمله حیات وحش چون کل بز ، پلنگ ، خرس و سمندر ایرانی است و پوشیده از درختان زاگرس از جمله بلوط است.

رییس اداره حفاظت محیط زیست دزفول با اشاره به برگزاری جلسه شناسایی و معرفی جاذبه‌های طبیعی دزفول خاطرنشان کرد: به لحاظ موقعیت و ویژگیهای منحصر بفرد آبشار شوی، مقدمات کار برای ثبت این اثر در خوزستان انجام و پرونده آن برای طرح و ثبت در شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور به تهران ارسال شده است.

ولی طی تماسی که با دکتر نجفی معاون سازمان میراث فرهنگی کشور به عمل آمد از عدم ارسال مدارک ونقشه های آبشار زیبای شوی توسط مسئولین این سازمان ومیراث فرهنگی خوزستان مطلع شدیم.امید است این زیباترین آبشار خاورمیانه که در شوی زادگاه بنده واقع شده هرچه زودتر به ثبت رسیده وموطن ما نیز از بن بست رهایی یابد.شوی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای منطقه بختیاری است که در دهستان شوی بخش شهیون در شمال شهرستان دزفول قرار دارد و از جاذبه های گردشگری منطقه بختیاری است.

وچه خوش است وصف دلبران آید در حدیث دیگران:

شوی؛ گنج پنهان
آبشار شوی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای منطقه بختیاری است که در دهستان شوی بخش شهیون در شمال شهرستان دزفول قرار دارد و از جاذبه های گردشگری منطقه بختیاری محسوب می شود.

آبشار شوی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای منطقه بختیاری است که در دهستان شوی بخش شهیون در شمال شهرستان دزفول قرار دارد و از جاذبه های گردشگری منطقه بختیاری است.

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز): آبشار شوی با 80 متر ارتفاع بزرگترین آبشار خاورمیانه و از جاذبه های دیدنی و ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است؛ منطقه شوی زیستگاه پازن، پلنگ، خرس و سمندر بوده و پوشیده از درختان بلوط می باشد.

گفتنی است چندی پیش رییس حفاظت محیط زیست شهرستان دزفول از پیگیری مراحل ثبت این آبشار، در آثار طبیعی ملی ایران خبر داد.

طبیعت شوی یکی از بکرترین مناطق گردشگری منطقه بختیاری است و پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران خارجی و داخلی دارد. 

ازعمده دلایل بکر بودن منطقه شوی سختی مسیر و نبود جاده اتومبیل رو در این منطقه است؛ برای رسیدن به آبشار شوی می بایست از راه آهن و یا راه کوهستانی منطقه بختیاری استفاده کرد که در هر صورت مسافت نسبتا زیادی پیاده پیموده می شود.

همچنین این منطقه در اواخر بهار و تمامی تابستان آب و هوای نسبتا گرم و خنکی دارد و در این ایام پذیرای گردشگران از سرتاسر ایران می باشد.
 
و من میگویم از نظر باستان شناسی ودیرینه شناسی نیز این شوی مایکی از کهن ترین مناطق ایران است.صدها هکتارباغ انار و سرسبزی منحصر بفرد این منطقه شما را به زادگاه من فرا میخواند............... 
 
+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 17:53 |

وچقدر دلم گرفت وقتیکه دیروز در بنیاد ایران شناسی در شهرکردخبر تلخ توقیف چهار ماهه هفته نامه محبوب زاگرس ایران را شنیدم.شاکی ویا شاکیان خودشان را امت حزب الله نام نهاده اند میگویند جرات معرفی خودشان راهم نداشته اند میگویند امضاء هایشا ن هم مخدوش بوده ومیگویند......

و...من هم میگویم وای بحال حاکمیتی که آزادی بیان واآزادی اندیشه را برنتابد.زاگرس ایران تنها جریده بختیاری واصلاح طلبی بود که شهامت وشجاعت مدیرمسئولش را همه می ستودندومیستایند تا به همیشه تاریخ مطبوعات.

و..خسته نباشی سردارهمیشه سرافراز ایل من

خسته نباشی مردغیرت وجوانمردی

خسته نباشد آنکه در دورترین روستاها ودورترین ومحرومترین مناطق چهارمحال از آن بختیاری میستایندش وگرامیش میدارند...

وخسته نباشی دکتر علی قنبری عدیوی افتخارهمیشگی ایل وتبار بختیاری

و این هم پیام دکتر علی قنبری مدیرمسئول وصاحب امتیاز هفته نامه زاگرس ایران

سخني با مردم شريف استان چهارمحال و بختياري ومنطقه زاگرس

  مردم شريف استان و منطقه زاگرس! همانگونه که اطلاع داريد تلاش ما، همواره گردش آزاد خبر و اطلاع رساني به شما از طريق بيان واقعيات کشور و منطقه و استان عزيزمان بوده است. همه همت ما اين بوده است که هفته نامه زاگرس ايران در اين 12 سال انتشار، آئينه تمام نماي استان و منطقه باشد.

از آنجا که مردم و افکار عمومي را بهترين محکمه براي قضاوت مي دانيم کوشش کرده ايم با مردم صادق باشيم و عليرغم همه نا ملايمات در حد توان و امکانات محدودمان، اساسي ترين مسائل مبتلا به مردم و ضروري ترين اطلاعات و آگاهيها را در سطوح ملي و منطقه اي به اطلاع شما برسانيم طبيعي است با توجه به مشکلات و مسائل پيش رو، برخي کج سليقگي ها وبي مهري هاي مسولين مربوطه، عدم همکاري آنان و جاي گزين کردن سخت گيري در عوض تشويق وترغيب اينگونه نشريات مستقل و مردمي، با نارسايي هاي جدي مواجه شويم.

متاسفانه در عرصه سنگلاخي مطبوعات غير از سنگ اندازي مسولين رسمي، برخي از قدرتها و نيروهاي تماميت خواه و خود کامه ي پنهان نيز براي زمين گير کردن ما به هر شيوه اي غير قانوني دست زده اند و به تعبير معروف براي رسيدن به هدف ( تعطيلي هفته نامه) به هر وسيله اي متشبث شده اند و اين چنين شد که بر اساس حکم دادگاه تجديد نظر مطبوعات و ابلاغيه 84/870080 مورخه 19/8/87 شعبه دوم اجراي احکام دادسراي کارکنان دولت، هفته نامه زاگرس ايران به مدت 4 ماه و تا عيد نوروز در خدمت شما مردم عزيز و خوانندگان علاقه مند قرار نميگيرد.

اميدواريم که در اين مدت تنفس 4 ماهه، نسبت به برخي نارساييها و مشکلات؛ با آمادگي بيشتر و با رويکردي فعالتر در آستانه انتخابات حساس و سرنوشت ساز رياست جمهوري دهم در جهت تنوير افکار عمومي و با اميد به فردايي بهتر وارد عرصه شويم.

«اليس الصبح بقريب»                                       علي قنبري مدير مسئول

+ نوشته شده توسط مهندس حسن دهقانی (شوینی بختیاری) در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 10:22 |


Powered By
BLOGFA.COM