۲۵اردیبهشت بیاد فردوسی این بزرگ منادی هویت و اصالت پارسیان درجای جای ایران عزیزما مراسم شاهنامه خوانی و جشن زبان فارسی برگزارگردید.ودرسرزمین بختیاری باشکوهتر...دربازگشتی در دل تاریخ بزرگمردی ایرانی وپارسی را میبینیم که از هجوم بیرحمانه فرهنگ وزبان تازیان بر برزبان و فرهنگ ایرانی سخت غمگین است ونگران .خانه نشینی را پیشه میکند او که از دهگانان طوس بود واز غیرتمندان سرزمین کوروش وداریوش.۳۵سال میسراید قصه ماندگاری زبان وهویتی را تاکه پس از هزارسال واندی بماند زنده وپویا وعمری تا به هزاران سال بعد را تجربه کند.واینک مجاهدت فردوسی و عظمت فردوسی را که از مرزهای هویتی واصالتی ما همچون همه جنگجویانمان در طول تاریخ از هجوم متجاوزان دفاعی جانانه کرده است را اندکی قدر میشناسیم ما.وما که ازاستیلای فرهنگ وزبان همه مهاجمان در طول تاریخ به برکت فردوسی وشاهنامه اش که حتی یک واژه غیر ایرانی را درخودندارد به سلامت تا اینجای تاریخ با سرفرازی پیش آمده ایم این مهم را مرهون آن دهگان زاده غیور وسلحشوری میدانیم که در آخرعمر از فقر وفلاکت خودش واطرافیانش سخت به زحمت افتادند همان سرنوشتی که بسیاری از فرهیختگان امروزمان هم بدان مبتلایند...
وحالا۱۱۱۶سال پس از هجرت سرافرازانه فردوسی ماییم وتاریخ وبی نظیرترین سروده حماسی او.ماییم وهمه آنانی که دل درگرواین هویت ماندگار وجاودانه دارند..
واما ما بختیاریها با فردوسی وشاهنامه اش پیوندی ناگسستنی داریم.ماو فردوسی "خین چو" هستیم .
ازیک خاستگاهیم واز یک تاریخ.ما منادیان فرهنگ وزبان پارسی بوده ایم با شاهنامه زیسته ایم.شاهنامه را درک کرده ایم با شاهنامه از ایلاق به گرمسیر واز گرمسیرتابه ایلاق ره پیموده ایم آنهم هزارسال متوالی بدون وقفه.ماوفردوسی درد مشترکی داشته ایم نگاه مشترکی ودرنهایت هدف مشترکی.اصلا شاهنامه خوانی وانس باشاهنامه وهمزادپنداری با قهرمانانش بخشی جداناشدنی از زندگی کوچ نشینی ما بوده است .گواهمان همه جهانگردان بیگانه اند.آنگاه که لایاردها از خشممان میگویند واز تحریک احساساتمان واز گریستنهای اجدادمان در مرگ فلان پهلوان شاهنامه.ما وشاهنامه وقهرمانان شاهنامه وجمشیدها وکیومرثها از یک رگ وازیک ریشه ایم ازیک خاستگاه.آخرما ایرانی ترین قوم ایرانیم.ماازنسل ابدیتم وباهمه تاریخ ایرانمان مانوس.وحالا هزاروپنجاه سال پس آغاز نگارش شاهنامه هنوز که هنوز است بوی طراوت وماندگاری اش مشام همه دوست داران تاریخ وهویت وزبان پارسی را نوازش میدهدوبازهم ما بختیاریها که حفظ وحراست از میراث فردوسی را یک رسالت همگانی دانسته ایم تا به امروز.هنوز هم در کنج خانه های قدیمی در ایذه یا مسجدسلیمان.دردزفول یا لالی.درسردشت تا چلگرد ویادر هرکجا که قلب یک بختیاری می طپد میتوان کهنسالانی بسیار رادید که شاهنامه همه شاهنامه ویا بخشی از آن را از برند.....
ودرودی بسیاربر همه آنانکه شاهنامه را ومردمان شاهنامه را وفردوسی پاکزاد را دوست میدارند....

